ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
292
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
ثابت مىشود كه نتيجهء تجربى يقيني است ومتّكى بر يك قياس برهاني ، ومتوقّف بودن خداوند بر قياس برهاني به دو دليل محال است . الف - قياس برهاني مركّب از اقتضاى حسّ وعقل است ، مثلا وقتي انسان پس از خوردن يك داروى معيّنى به طور مكرر دچار اسهال شود ، عقل اين حكم كلّى را استنتاج مىكند كه اين دارو مسهّل است وروشن است كه جمع شدن حسّ وعقل از ويژگيهاى نوع انسان مىباشد . ب - تجربه براي كسب دانشى است كه قبلا فرآهم نبوده است ، بنا بر اين كسى كه در دانش خود به تجربه نيازمند است ذاتا ناقص است وبا تجربه دانش خود را كمال مىبخشد وهر كسى كه از ديگرى كمال بگيرد نيازمند اوست وهمچنان كه گذشت چنين موجودى ممكن الوجود است وممكن الوجود بودن بر خداوند محال است ، با توضيح فوق روشن شد كه فعل خداوند متّكى بر تجربه نيست . ( 1219 - 1216 ) 3 - حركت - چنان كه مىدانيم حركت از خواص أجسام است وخداوند متعال از جسميّت مبرّاست ، هر چند بر خداوند محرّك كلّ صدق مىكند ، ولى متحرّك بودن صدق نمىكند زيرا متحرّك چيزى است كه حركت به أو قائم مىباشد ومحرّك اعمّ از متحرك است يعنى ممكن است متحرك باشد وممكن است نباشد . ( 1225 - 1220 ) 4 - همامه يا همت - چون اين واژه از اهتمام گرفته شده وحقيقت آن ميل قطعي نفساني بر انجام فعلى است كه توأم با رنج وغم باشد واين در بارهء ذات مقدّس حق متعال به دو علت محال است . الف - ميل نفساني از خصوصيّات انسان است كه براي جلب منفعت به كار مىرود وخداوند متعال از ميل نفساني وجلب منافع منزّه وپاك است . ب - همّت بستن به كارى در رسيدن به مطلوب مستلزم رنجى مىباشد و